محمد قنبرى

489

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

دلالت مىكند و قرائت كتاب الهى در خارج نماز واجب نيست . بنابراين مراد از اين آيه ، قرائت در نماز است و در انتها افزوده‌اند كه كلام ما در تفسير اين آيه ، نظر اكثر مفسرين است ، سپس نظرات ديگرى را كه در اطراف اين آيه شريفه گفته شده است ، بيان مىنمايد ، « 1 » مرحوم مجلسى اين نظرات را از كنز العرفان نقل نموده و به استدلال اين كتاب در اثبات نظر خود اشكال مىنمايند . « 2 » به هر صورت همچنان كه ملاحظه فرموديد ، صاحب كنز العرفان در اثبات اختصاص اين آيه به نماز ، به يك استدلال و صغرى و كبرى چيدن تمسك جست نه به حديثى كه در تفسير آيه وارد شده باشد . صرف‌نظر از اين اشكال ، اين آيه هيچ ارتباطى به مسئله مورد بحث ما ندارد ، سخن بر سر وجوب قرآن خواندن در خارج نماز نيست تا گفته شود كه اين آيه مخصوص نماز است ، عدم وجوب قرائت قرآن در غير نماز مسلم است و احتياج به بحث ندارد . « 3 » تكيه سخن بر اين مسئله است كه آيا قرائت قرآن بدون تدبر در آن مستحب است يا خير ؟ و روشن است كه اين آيه شريفه - بر فرض كه مختص نماز باشد - به هيچ وجه به بحث ما مربوط نيست . 13 . ايشان بعد از اين‌كه احاديث وارده در زمينهء فضايل سور را در زمرهء احاديث جعلى مىشمرند مىگويند : « نمونهء اين جعليات ، روايت مشهورى است از ابىّ بن كعب كه براى سورهء قرآن ثواب مىنويسد و مفسرين سنى - و در تعقيب آن مفسرين شيعى - به درج آن احاديث همت گماشتند در حالى كه ناقدين حديث اعلام كرده‌اند كه اين احاديث همه و همه جعلى است اين مسائل در كتب فنى مانند كشف الخفاء عجلونى و الأخبار الموضوعة ملاعلى قارى و الميزان ذهبى مورد اعتراف و تأييد همگان است » .

--> ( 1 ) . كنز العرفان ، فاضل مقداد ، ابن عبداللَّه السيورى ، مكتبه المرتضويه ، تهران ، 1384 ق ، ج 1 ، ص 118 . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 85 ، ص 10 . ( 3 ) . البته گاه قرائت قرآن ، واجب كفائى مىباشد كه از محل سخن بيرون است .